سوم راهنمایی
سوم راهنمایی
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید

____________________
آرشیو

خرداد 1391

ارديبهشت 1391

____________________
مطالب اخیر

زبان
سلام
دینی
تشابه(کلاس سوم)
کتاب هایی که برای شب امتحانی ها خوبه!!!!
ریاضی
نکاتی برای غلبه بر استرس امتحان
شعر طنز شبهای امتحان
سوالات واحد 7 / خوراک و پوشاک پایه ی سوم راهنمایی
سوالات واحد 2 کتاب سال سوم راهنمایی (حرفه)
آموزش زبان درس6
درس دوم ضماير مفعولي و قيود تكرار (انگلیسی)
قواعد و تمرینات درس اول عربی سوم راهنمایی
جزوه ادبیات فارسی سال سوم راهنمایی
طنز دانشجویی
اس ام اس امتحانات
شعر طنز درس ریاضی
شعر ریاضی
تاریخچه تقلب و روشهای آن
عجایب ۱۳…آیا می دانستید؟

____________________
نویسنده

محمد رضا

____________________
لینک ها

حمل ماینر از چین به ایران

حمل از چین

پاسور طلا

الوقلیون

یکانسر

آی کیو مگ

____________________
لینک ها

پاتوق دختروپسرای ايروني

وب سایت دبيرستان علامه حلی

اموزش زبان

اموزش ریاضیات دوره ی راهنمایی

اموزش تاریخ

علمی.تاریخی و سرگرک کننده

علوم را آسان بیاموزیم

ریاضی را اسان بیاموزیم

علامه طباطبایی

مدرسه ی راهنمایی ابوذر

ردیاب خودرو


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان سوم راهنمایی و آدرس 3rahnamae.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





____________________
امکانات

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 5
بازدید ماه : 72
بازدید کل : 28014
تعداد مطالب : 70
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

چهار شنبه 20 ارديبهشت 1391برچسب:,

دینی گام به گام سوم راهنمایی درس 1 تا 10

ديني گام به گام

بخش اول : توحيد دو برهان درباره خداشناسي و مقايسه آنها

درس اول : هر پديده علتي دارد

برگ هاي درخت آرام آرام حركت مي كنند، مي پرسيد : چرا برگ ها حركت مي كنند ؟ باد برگ ها را حركت مي دهد. پس علت حركت برگ ها باد است . بنابراين مي گوئيم ، حركت برگ ها معلول و باد علت است. معلول يا پديده چيزي است كه وجود آن بسته به علتي باشد. بين علت و معلول ارتباط كاملي برقرار است و تا علت نباشد، معلول پديد نمي آيد. انسان از آغاز آفرينش اين مطلب را به روشني مي فهميد و مي دانست كه ميان پديده هاي جهان ارتباط مخصوصي برقرار است وجود بعضي چيزها به وجود بعضي چيزهاي ديگر وابسته است. مثلاً : شما چيزهاي بسياري را مي د انيد ، در علم و دانش به وجود شما بستگي دارد و اگر شما نباشيد، علم و دانشي هم كه وابسته به وجود شماست، نخواهد بود. انسان مفهوم عليت را به خوبي مي شناسد و از اولين سالهاي زندگي با آن سر و كار دارد. مثلاً براي رفع تشنگي به سراغ آب و براي رفع گرسنگي به سراغ غذا مي رود. زيرا آب را علت رفع تشنگي و غذا را علت رفع گرسنگي مي داند. قانون عليت قانوني كلي و جهان شمول است . يعني همه ي اسانها با چنين مفهومي آشنا هستند و آن را در مي يابند همه آنرا پذيرفته اند و زندگي خود را بر آن استوار ساخته اند. چون انسان قانون عليت را پذيرفته است. در مورد هر پديده اي علت جويي مي كند و «چرا» مي گويد . پيش بيني هاي انسان نيز به دليل همين علت باوري است. علاوه بر اين، چون انسان قانون عليت را پذيرفته است. از هر علتي پديده خاص و معلول معيني را انتظار دارد. از طلوع خورشيد نو رانتظار دارد. از وجود آتش انتظار حرارت بر اساس قانون عليت وجود هر پديده اي وابسته و نيازمند به چيز ديگري است كه آن چيز علت نام دارد. يعني هميشه اين معلول است كه وجود از علت سرچشمه مي گيرد و به علت نيازمند است. يك پرسش : علت پديد آمدن اين جهان و هر چه آن است، چيست؟ سرچشمه ي وجود زمين و آسمان، خورشيد و ستارگان چيست؟ علت وجود اين جهان چيست؟ كدام وجود بي نياز به اين جهان نيازمند، هستي مي بخشد؟ عقل آگاه و و جدان بيدار انسان كه «عليت» را به عنوان يك اصل كلي و جهان شمول پذيرفته است، به روشني پاسخ مي دهد كه :اين جهان علت قادر و توانايي دارد كه با قدرت خويش آن را پديد آورده است و اداره مي كند كه قدرت و عظمتش بر جهان و جهانيان سايه گستر و قاهر است. او آفريدگار توانا و بي نياز اين جهان و خداي قادر و متعال است .او خداي هستي بخش، عالم قادر و قاهر و پيروز است و اين جهان و نظم آن مقدر فرموده و اداره مي كند. اوست كه با آگاهي از نيازهاي وجود ما از سرچشمه لطف و رحمتش بر ما مي بخشايد و ما بنده و نيازمند اوييم و در برابر قدرت و عظمت او تسليم و فرمان پذيريم.

خلاصه درس : 1 – ميان پديده هاي جهان ارتباط مخصوصي به نام عليت برقرار است هستي بعضي چيزها به چيزهاي ديگر نيازمند و وابسته است و هر چيز نيازمندي علتي دارد. 2 – جهان مجموعه اي است از پديده هاي كوچك و بزرگ اين مجموعه نيازمند و وابسته است و علتي بي نياز و مستقل است 3 – خدا علت هستي جهان و جهانيان است و نيازهاي آنها را برآورده مي كند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – ارتباط بين علت و معلول چگونه ارتباطي است ؟ بين علت و معلول ارتباط كاملي برقرار است و تا علت نباشد هرگز معلول پديد نمي آيد و هميشه پديد آمدن معلول نتيجه ي وجود علت است.

2 – ارتباط مخصوصي كه ميان علت و معلول برقرار است، چه نام دارد؟ عليت نام دارد

3 – چند كار را نام ببريد كه وجود آنها وابسته به شماست و شما علت آن هستيد؟ نگاه كردن، سخن گفتن ، گوش دادن و صحبت كردن وجودشان وابسته به وجود ماست و ما علت آنها هستيم.

4 – چند كار را نام ببريد كه نشان دهد شما مفهوم عليت را مي شناسيد؟ انسان مفهوم عليت را به خوبي مي شناسد و از آغاز زندگي آن را در مي يابد و با آن سر و كار دارد، مثلاً براي رفع تشنگي و غذا سراغ آب و غذا مي رود براي همين آب را علت رفع تشنگي و غذا را علت رفع گرسنگي مي داند.

5 – قانون عليت يك قانون كلي و جهان شمول است. يعني چه؟ چگونه مي فهميم كه انسان ها همه با اين قانون آشنا هستند و آن را قبول دارند.( دو دليل را ذكر كنيد) قانون عليت شامل كليه پديده هاي جهان هستي است و همه ي پديده ها درجهان وابسته و نيازمند علت مي باشند. قانون عليت يك قانون كلي و جهان شمول است همه انسانها با چنين مفهومي آشنا هستند و آن را وجدان مي كنند و در مي يابند كه همه آنرا پذيرفته اند و زندگي را بر آن استوار ساخته اند اگر انسان عليت را در نمي يافت و باور نداشت زندگي برايش ممكن نبود به هيچ كاري اقدام نمي كرد. انسان قانون عليت را پذيرفته است كه در مورد هر پديده اي علت جويي مي كند و چرا مي گويد ، مي گويد ، چرا برگ ها حركت مي كنند.

درس دوم : ‌دو برهان درباره خدا پرستي

تاكنون با دو برهان درباره خداشناسي آشنا شده ايم : برهان نظم و برهان عليت برهان نظم : برهان نظم به طور خلاصه چنين بيان مي شود. جهان آفرينش بر پايه نظم و تربيت و هماهنگي و ارتباط كامل استوار است و چون هر نظم و تربيت و هماهنگي و تقديري ساخته و پرداخته ي سازنده دانا و تواناست، پس اين جهان هم مخلوق آفريدگاري دانا و تواناست. در برهان نظم ابتدا به نظم و هماهنگي و حساب و تقديري كه در اجزاي جهان است، توجه مي كنيم و آنگاه با توجه به اينكه هر نظم و تقديري ، تقدير كننده ي آگاه و توانايي دارد . نتيجه مي گيريم كه اين نظم و هماهنگي عظيم هم خالقي دانا و توانا دارد. برهان عليت : در برهان عليت به نظم و هماهنگي ميان پديده هاي اين جهان نمي نگريم بلكه به ذات و هستي پديده ها و نياز ويژه اي كه هر پديده به علت دارد، نظر مي كنيم. بنا بر برهان عليت : هر پديده اي كه بوجود مي آيد وجودش از خودش نيست بلكه وابسته و نيازمند به چيز ديگري است كه «علت» نام دارد. اين جهان نيز مجموعه اي از پديده هاي گوناگون است كه از منبع عظيم قدرت و هستي سرچشمه مي گيرند. اين قدرت بي منتها را خدا مي ناميم. برهان نظم و برهان عليت گرد و غبار غفلت و بي توجهي را از انديشه و فطرت انسان پاك مي كنند و به او ياري مي دهند تا با فطرت پاك و عقل بيدار خويش واقعيات را بنگرد و ايمان خود را به خداي قادر متعال تقويت و تحكيم كند.

خلاصه ي درس : 1 – برهان نظم : جهان آفرينش مجموعه اي منظم و هماهنگ است و چون هر مجموعه اي منظم و هماهنگ، ساخته ي سازنده ي دانا و تواناست. پس اين جهان نيز مخلوق آفريدگاري دانا و تواناست. 2 – برهان عليت : جهان آفرينش پديده است و هر پديده اي به علت خود وابسته و نيازمند است. پس جهان آفرينش نيز به علت خود يعني خدا نياز دارد. 3 – انسان هاي پاك و آگاه آن چنان به آفريننده بزرگ و توانا يقين دارند كه از اقامه ي برهان و دليل بي نيازند.

بينديشيد و پاسخ دهيد‌:

1 – برهان چيست؟ برهان بيان متين و روشنگري است كه موجب روشن شدن مطلبي مي شود كه جهل و ترديد را در مورد آن برطرف مي كند ، به چنين بياني برهان گفته مي شود.

2 – تاكنون چند برهان را درباره خداشناسي آموخته ايد ؟ برهان نظم و برهان عليت

3 – برهان نظم را بيان كنيد. جهان آفرينش بر اساس نظم و ترتيب و هماهنگي و ارتباط كامل استوار است . هر نظم و ترتيبي و هر هماهنگي و تقديري ساخته و پرداخته و سازندهي دانا و تواناست پس اين جهان هم مخلوق آفريدگاري دانا و تواناست.

4 – برهان عليت را بيان كنيد. در برهان عليت سخن از اين است كه هر پديده اي كه بوجود مي آيد وجودش وابسته و نيازمند است، وجودش از خودش نيست بلكه به علتي متكي است و جهان هر چه در آن است كه يكسره پديده هستند و همه در آفرينشند ناچار از منبع عظيم قدرت و هستي بيكراني سرچشمه مي گيرند كه آن قدرت بي منتها را خدا مي ناميم.

5 – چرا در مورد خداشناسي به بيان برهان مي پردازيم ؟ براي اين است كه گرد و غبار و بي توجهي را ازچشم انديشه و فطرت انسان پاك كند تا انسان با فطرت پاك و عقل بيدار خويش واقعيات را بنگرد و روشن ترين روشنها را ببيند و ايمان خود را به خداي قادر متعال تحكيم و تقويت نمايد.

6 – آيا فطرت هاي پاك براي خداشناسي به دليل و برهان نياز دارند؟ چرا ؟ اما فطرت هاي پاك انسان آگاه به آفريننده بزرگ و توناي خويش آن چنان يقين و باور دارند و آنقدر اين موضوع برايشان روشن و قطعي است كه كمتر به اقامه برهان و دليل نياز دارند.

بخش دوم :‌معاد

درس سوم : روز قيامت ، روز حساب

در آيات سوره نبأ ، خداي متعال از آفرينش زمين و آسمان، جهان و انسان ، شب و روز آب و باران و ... ياد مي كند و پيوسته بر اين نكته تأكيد مي فرمايد: كه اگر بنگريد، مي بينيد كه اينها همه ساخت ما و آفريده هاي هدفدار ما هستند و با تأكيد مي گويد : همان روز قيامت و حساب در پيش است و كار ما در آفرينش جهان و انسان، بي هدف و بي حساب نيست. از آيات اين سوره مبارك و بسياري ديگر سوره هاي قرآن مجيد و هم چنين سخن هاي ارجمند پيامبر اكرم و امامان بزرگوار، اينطور در مي يابيم كه در قيامت اعمال مردم به طور دقيق محاسبه و به آنها رسيدگي مي شود و ارزش خوب و بد كارهاي هر انساني كاملاً تعيين مي گردد. ما نيز در چنين روز سختي در پيشگاه پروردگار خود مسؤول و پاسخگو خواهيم بود. پس بايد براي اين روز بزرگ توشه برداريم و بهترين توشه تقواست. بنا به فرموده ي پيامبر اولين چيزي كه در قيامت مورد محاسبه قرار مي گيرد. نماز است و زيباترين چيزي كه انسان با خود مي برد، اخلاق نيكوست. خوب است قبل از اين كه در قيامت مورد سؤال قرار گيريم. خود به حساب خود برسيم. به اعمالمان بنگريم و آنها را به دقت بسنجيم كه پيامبرمان درباره حسابرسي از اعمال خويش فرموده است، به حساب خود برسيد ، قبل از اينكه به حساب شما برسند و اعمال خود را مورد سنجش قرار دهيد پيش از اينكه آنها را بسنجيد.

خلاصه ي درس : 1 – كار خدا در آفرينش جهان و انسان بي هدف و بي حساب نيست و روز حسابي در پيش است. 2 – در قيامت دقيقاً به حساب ها رسيدگي مي شود متقين كه پيوسته به ياد روز حساب بوده اند به بهشت جاودان درآيند و كافران كه به چنين روزي اميد و باور نداشته اند، به كيفر و عذابي سخت گرفتار آيند. 3 – در قيامت مردم نزد خدا از يكديگر دادخواهي مي كنند و اعضاء و جوارج متجاوزان به ستم هايي كه كرده اند، گواهي مي دهند و هيچكس نمي تواند كار زشت و ستم خود را پنهان كند. خدا هم حساب ها رسيدگي مي كند و حق مظلوم را از ظالم مي ستاند و متجاوز را به كيفر مي رساند.

بينديشيد و پاسخ دهيد

1 – روز فصل يعني چه ؟ چرا اين روز را روز فصل ناميده اند؟ روز فصل يعني روز جدايي . نيكوكاران و بدكاران جدا مي شوند و به حساب ها دقيقاً رسيدگي مي شود.

2 – چرا به قيامت «يوم الحساب» مي گويند؟ در قيامت اعمال مردم به طور دقيق مورد محاسبه و بررسي قرار مي گيرد و مقدار ارزش خوب و بد كارهاي هر انساني كاملاً تعيين مي گردد.

3 – بنا به فرموده پيامبر چهار چيز مهمي كه در قيامت مورد سؤال و حساب قرار مي گيرند. كدامند ؟ 1. عمرت را در چه راهي صرف كرده اي ؟ 2. بدنت را در چه راهي فرسوده ساختي ؟ 3. احوالت را از چه راهي كسب كرده اي و در چه راهي مصرف نموده اي ؟ 4. از دوستي پيامبر خدا و اهل بيت او نيز سؤال مي شود.

4 – قصاص يعني چه ؟ قصاص يعني تلافي تعدي گناهكاري

5 – با توجه به فرمايش پيامبر اكرم، وظيفه ما در مورد اداي حقوق مردم و جلب رضايت آنها در دنيا چيست؟ اگر حقوق مردم در دنيا ادا نشود، در آخرت چگونه ادا مي شود؟ خدا رحمت كند بنده اي را كه اگر حقوقي از ديگران برگردن دارد پيش از فرا رسيدن مرگش پيش از اينكه به جهان آخرت رحلت كند پيش او برود و حقش را بپردازد و دين خود را ادا كند. در آنجا فقط اعمال خوب و بد انسان به همراهش مي باشد ناچار ديگران از اعمال خويش حق خود را استيفا مي كند و اگر كار نيكي نداشته باشد از گناهان طلبكار برداشته مي شود و به گناهان او افزوده مي شود.

6 - اولين چيزي كه در قيامت محاسبه مي شود چيست؟ زيباترين چيزي كه انسان از اين دنيا با خود مي برد چيست؟ اولين چيزي كه در قيامت محاسبه مي شود نماز است و زيباترين چيزي كه انسان با خود مي برد اخلاق نيكوست.

درس چهارم :‌بهشت و بهشتيان – دوزخ و دوزخيان

مردي از ابوذر غفاري پرسيد : چرا در نظر ما مردن ناپسند است؟ ابوذر پاسخ گفت :‌به اين علت كه شما دنياي خود را آباد كرده و آخرت را خراب و ويران نموده ايد. در اين دنيا به هوس ها و معصيت ها پرداخته ايد. هر چه داشته ايد مصرف كرده ايد و زاد و توشه اي براي آخرت خود نفرستاده ايد. البته براي شما گران و ناگوار خواهد بود كه از محل آباد به محل خراب و ويران كوچ كنيد. مردم دو دسته اند : نيكوكاران و زشت كاران ، نيكوكاران مانند كساني هستند كه مدت ها از خانه و كاشانه و آشنايان و بستگان خود دور بوده اند و اكنون وارد خانه و كاشانه ي خويش مي شوند و بستگان و با خانواده خود را ديدار مي كنند . چه نشاط و سروري به آنها دست مي دهد. اما گنه كاران و زشت كاران مانند مجرمان و جنايتكاراني هستند كه از چنگ قانون گريخته اند. وقتي آنها را دستگير كنند و باز گردانند، تا به جزاي جرم و جنايت خود برسند چه حالي دارند؟ آنها خود را گرفتار اعمال خود مي بينند . گنه كار هم اينگونه است. مي بينيد كه از عبوديت پروردگار متعال تجاوز كرده و به حقوق او و بندگان او تعدي كرده است. در اين حالت او احساس شرمندگي مي كند و خود را مستحق عذاب مي بيند سرانجام او را به جهنم مي برند. ابوذر ادامه داد . شما بندگان اعمال خود را به كتاب خداعرضه كنيد، ببينيد خدا در كتابش چه مي گويد و شما چگونه ايد ؟ خدا مي گويد : «ابرار» بهشتي اند و «فجار» جهنمي . بنگريد كه شما از ابراريد يا از فجار. انسان در آخرت ناچار به يكي از اين دو منزل راه مي يابد ، يا در بهشت مسكن مي گزيند و يا به جهنم وارد مي شود. بهشت : بهشت جايگاه افراد خداپرست و ديندار و نيكوكار و منزلگه جاودان پيامبران و پيروان آنهاست. بهترين و زيباترين جايگاهي است كه خدا مهربان براي بندگان نيكوكار خود تدارك ديده است . قرآن شريف از بهشت غالباً با لفظ «جنّه » ياد كرده است. جنت يعني باغ و بوستان خرمي كه انبوه درختانش سر به هم آورده اند. همه ي بهشتيان در يك مرتبه با يك درجه نيستند. بلكه از نظر ميزان ايمان و خلوص و مقدار اعمال صالح با يكديگر تفاوت دارند . در بهشت مرگ و بيماري و غم و غصه و اندوه وجود ندارد و بهشتيان همواره مورد لطف خداي متعال هستند و از نعمت هاي پنهان و آشكار الهي برخوردارند. از همه بالاتر اينكه خداوند از آنان راضي است و آنان هم از خدا و الطاف او راضي و خشنودند. دوزخ : دوزخ جايگاه مشركان ، منافقان و بدكرداران است. دوزخيان زندگي بسيار سخت و دردناكي دارند. اعمال زشت و كفر و نفاق آنها به صورت عذاب ها و شكنجه هاي سخت برايشان ظاهر مي شود و آنان را به رنج و درد مي كشد عذاب هاي جهنم كه نمود كفر و نفاق و ستم و زشتي اعمال جهنميان است، آنقدر سخت و دردآور است كه براي ما قابل تصور نيست.

خلاصه درس: 1 – بازگشت انسان در آخرت به يكي از اين دو منزل است :‌بهشت يا جهنم . 2 – بهشت ، بهترين و زيباترين جايگاهي است كه خداي مهربان آن را روشن، زيبا و نوراني آفريده است نعمت هاي بهشتي كه نمود اخلاق خوب و اعمال خوب بهشتيان است آنچنان خوب و زيبا هستند كه به زيباي و خوبي شان نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده و نه در قلبي خطور كرده است. بهشتيان انسانهاي خدا پرست و ديندار و نيكوكارند. 3 – جهنم دردناك ترين و عذاب آورترين جايگاهي است كه خداق مقتدر براي بدكاران و ستمگران مهيا كرده است . عذاب هاي سخت جهنم نمود كند و زشتي و گناه و ستم جهنميان است. جهنميان كافران و بدكاران و ستم كاران هستند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – چرا مردن در نظر ما ناپسند است ؟ ابوذر به اين سؤال چه پاسخي داد؟ او گفت : شما به اين علت كه دنياي خود را آباد كرده ايد و آخرت را خراب و ويران نموده ايد در اين دنيا به هوسها و معصيتها پرداخته و هرچه داشته ايد در اين دنيا صرف كرده ايد ، زاد و توشه اي براي آخرت پيش نفرستاده ايد و البته براي شما گران و ناگوار خواهد بود كه از محل آباد به محل خراب و ويران كوچ كنيد.

2 – حال نيكوكاران هنگام ورود به جهان آخرت چگونه است؟ پاسخ ابوذر به اين سؤال چه بود؟ ابوذر گفت : نيكوكاران مانند كساني هستند كه مدت ها از خانه وكاشانه خويش از آشنايان و بستگان خويش دور بوده و اكنون وارد خانه و كاشانه ي خود مي شود و بستگان و اهل خود را ديدار مي نمايد چه نشاط و سروري به اين فرد دست مي دهد؟ چقدر خوشحال و خشنود مي شود؟ نيكوكاران هم اين چنين هستند و به خداي مهربان و بهشت زيباي او وارد مي شوند و مورد استقبال ملائكه و پيامبران و ابرار و اولياء واقع مي شوند و از نعمتهاي بي پايان بهشتي بهره مند مي گردند.

3 – «حال گنه كاران هنگام ورود به آخرت چگونه است» پاسخ ابوذر به اين سؤال چه بود؟ گنهكاران و زشت كاران مانند شخص مجرم تبهكاري هستند كه گريخته باشد و وقتي او را دستگير كنند و بازگردانند تا به جاي جرم و جنايتش برسانند چه حالي دارد؟ خود را گرفتار اعمالش مي بيند. گنهكار هم چنين حالتي دارد خود را گرفتار خشم و عذاب پروردگار مي بيند. مي بيند كه از عبوديت پروردگار متعال تجاوز كرده و اينكه بايد در نزد خداي يكتا حاضر شود. حالت شرمندگي و سوزنده اي به او دست مي دهد و خود را مستحق عذاب مي بيند و سرانجام كشا نكشان او را به سمت جهنم مي برد.

4 – حال ما پيش خدا چگونه است ؟ پاسخ ابوذر به اين سؤال چه بود؟ ابوذر گفت اعمال خود را به كتاب خدا عرضه كنيد خدا در كتابش چه مي گويد و شما چگونه ايد، خدا مي گويد‌:‌«ابرار» بهشتيند و «فجار»‌جهنمي بنگريد كه شما از ابراريد يا فجاريد.

5 – پس رحمت خدا چه مي شود؟ ابوذر به اين پرسش چه پاسخي داد؟ ابوذر گفت : رحمت خدا به افراد نيكوكار نزديكتر است.

بخش سوم :‌نبوت

درس پنجم پيامبران :

همانگونه كه آفرينش موجودات از خداي متعال است. ادامه ي هستي و پرورش و رشد و هدايت آنها نيز وابسته به اوست. همه موجودات از اين هدايت الهي برخوردارند و هدايتگر همه ي آنها در مسير تكامل، خداي جهان آفرين است . خدايي كه مايه ي حركت و راه يابي و رشد و كمال را در وجود اين موجودات نهاده است. اين هدايت يك هدايت عمومي است. انسان با ديگر موجودات يك تفاوت روشن بسيار دارد و آن برخورداري از «قدرت تفكر و تصميم گيري و اختيار» است. موجودات ديگر از اين قدرت در اين حد برخوردار نيستند و خداي كريم اين نعمت ارزشمند را به انسان عنايت فرموده است. انسان هم مانند ساير موجودات بايد از هدايت عمومي الهي برخوردار باشد ولي اين هدايت يك هدايت اجباري نيست. خدا انسان را متفكر و انتخابگر آفريده است. پس بايد خير و شر به او ارائه شود و آينده اي كه در جهان آخرت در انتظار اوست. پيش رويش ترسيم گردد تا بينديشد و راه خويش را انتخاب كند. كساني كه راه خير و شر را به انسان مي نمايانند و از آينده ي او در جهان آخرت آگاهند ، پيامبرانند. خداي متعال پيامبران را براي هدايت انسانها آفريده است . او فرمان هاي سعادت بخش خود را كه همه از يك حقيقت سرچشمه مي گيرند . از راه وحي در اختيار پيامبران نهاده است . مأموريت پيامبران يك مأموريت بيش نيست و آنها با هم يگانه و همه هدف هستند. آنها مأموريت دارند كه معارف و احكام خدا را براي مردم بيان كنند و آنان را به پيروي از فرمان هاي خدا فرا خوانند. سه اصل اساسي : بسياري از پيامبران دين و شريعت ويژه اي نداشته و شريعت پيامبران بزرگ پيش از خود را ترويج مي كرده اند. بايد دانست كه حقيقت و اصول اديان پيامبران يكي بوده و همه ي آنان انسانها را به سوي يك هدف دعوت كرده اند و برنامه ي واحدي داشته اند. همه اديان آسماني بر اين سه اصل استوارند: 1 – شناخت خداي يگانه و جهان آفرين و ايمان به او (توحيد) 2 – ايمان به معاد و جهان آخرت و آينده ي جاودان انسانها (معاد) 3 – ايمان به پيامبران و يگانگي راه و هدف آنها (نبوت) پيامبران با احترام به انسان ها ، آنها را به سوي ايمان به اين سه اصل فرا مي خوانند و از آنان مي خواستند كه برنامه ي هدايتگر الهي را بشنوند و درباره آنها بينديشند ، آن ها را بپذيرند و در مقابل فرمان خداي دانا و توانا تسليم باشند. پيامبران راه و روشي را كه خداي متعال براي زندگي انسانها برگزيده و پسنديده است «دين خدا» ناميده اند و يادآوري كرده اند كه دين خدا يك دين بيش نيست. ويژگي هاي پيامبران 1 – ارتباط با خدا از طريق وحي : همانطور كه مي دانيد پيامبر از جهت جسم و تن همانند ديگرانسانهاست. پيامبران از جنبه ي روح و نفس، درك حقايق و معارف دين از انسانهاي ديگر به مراتب بالاتر است. روح و جانش آن قدر پاك و با صفا و نوراني است كه مي تواند با خداي جهان آفرين ارتباط برقرار سازد و حقايق و معارف جهان غيب را دريافت كند، با چشم بصيرت، حقيقت و باطن جهان را مشاهده نمايد. پيامبر داراي چنان لياقت قدرت و نيروي نفساني است كه مي تواند حقايق و معارف دين را كه از جانب خداي متعال بر قلب پاك و تابناكش نازل مي شود، دريافت و حفظ و نگهداري كند و بدون كم و زياد به مردم ابلاغ نمايد. چنين ارتباطي را وحي مي نامند. 2 – عصمت از گناه و اشتباه : پيامبران از هر گونه گناه آلودگي معصوم بودند. دليل اين عصمت و پيراستگي وجود معرفت و بينش عميقي بود كه خداي متعال به آنان عنايت كرده بود. آنان زشتي و پليدي گناه را به روشني درك مي كردند و به همين دليل، هرگز خود را به گناه و عصيان نمي آلودند . پيامبران در گفتار، صادق و در عمل و رفتار كاملاً دقيق و درستكار بودند. آنها در دريافت ابلاغ وي هم معصوم بودند. يعني پيام و وحي الهي را به درستي و كمال دريافت مي نمودند و آن را به درستي و كمال به مردم ابلاغ مي كردند. در رهبري و هدايت مردم هيچ لغزشي و انحرافي نداشتند و خداي مهربان در همه ي مراحل پشتيبان و نگهبان آنها بودند. 3 – ايمان به هدف و پايداري در راه خدا : پيامبران سرشار از ايمان و يقين بودند، مأموريت و هدف آنها چنان روشن بود كه كوچكترين شك و ترديدي در آن نداشتند. ايمان به خدا و يقين به جهان آخرت در اعمال جانشان نفوذ كرده بود. به وظيفه خويش كاملاً آشنا بودند و در انجام اين وظيفه و رسالت الهي قاطع و استوار بودند به قدرت و نيروي لايزال الهي تكيه داشتند و از هيچ قدرت ديگري نمي ترسيدند.

خلاصه درس : 1 – در اين جهان همه موجودات با هدايت پروردگار متعال به سوي رشد و كمال وجودي خويش حركت مي كنند اما هدايت انسان كه متفكر و انتخابگر آفريده شده است، با نشان دادن را ه سعادت و شقاوت به او انجام مي پذيرد. 2 – پيامبران راه سعادت و شقاوت را به انسان نشان مي دهند و با تعاليم خود او را به راه سعادت هدايت مي كنند و همه پيامبران فرستاده ي خدا هستند. هدف واحدي دارند و مردم را به تسليم در برابر خدا و كسب رضايت او دعوت مي كنند. 3 – پيامبران اوالعزم كه داراي دين و شريعت مستقل بوده اند. پنج نفرند كه آخرين آنها حضرت محمدبن عبدالله (صلي الله عليه و آله) پيامبر گرامي اسلام است . خداي متعال دين و شريعت او را از آخرين و برترين دين آسماني معرفي كرده است. 4 – پيامبران انسانهاي شايسته اي بودند و از طريق وحي با خدا ارتباط مخصوصي داشتند. آنها پيام الهي را به درستي و كمال دريافت مي نمودند و درست و كامل به مردم ابلاغ مي كردند و در همه حال خداي بخشنده مهربان پشتيبان و نگهبان آنها بودند. 5 – پيامبران از گناه و اشتباه معصوم بودند، زيرا به دليل معرفت و بينشي كه خداي متعال به آنان عنايت كرده بود ، زشتي و پليدي گناه را درك مي كردند و هرگز خود را به آن نمي آلودند.در گفتار راستگو و در رفتار درستكار و دقيق بودند. 6 – پيامبران سرشار از ايمان و يقيين بودند و براي دست يافتن به هدف مقدس خويش يعني دعوت مردم به شناخت و عبوديت پروردگار، كوشش و پايداري مي كردند و كم ترين دل سردي و سستي به خود راه نمي دادند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – هدايت عمومي يعني چه ؟ همانگونه كه آغاز آفرينش موجودات از خداي متعال است ، ادامه وجود آن ها، پرورش و رشد و هدايت آنها نيز وابسته به اوست . يا به طور كلي هدايتي كه باعث مي شود كه همه موجودات زنده همچون هسته ي بادام هر يك راه معين را براي رسيدن به تكامل خود بپيمايد هدايت عمومي مي گويند.

2 – تفاوت انسان با ساير موجودات چيست؟ انسان با ديگر موجودات يك تفاوت بسيار روشن دارد و آن قدرت تفكر و تصميم گيري و اختيار اوست.

3 – اگر انسان موجودي با فكر و انتخابگر نبود هدايت او چگونه بود؟ اكنون كه موجودي فكور و انتخابگر است، هدايت او چگونه است ؟ اجباري – اختياري – انسان هم مانند موجودات ديگر اين جهان با هدايت پروردگار متعال به سوي رشد و كمال وجودي خويش حركت مي كرد. اما هدايت انسان كه موجودي متفكر و انتخابگر آفريده شده است به صورت ارائه راه سعادت و شقاوت به او انجام مي پذيرد.

4 – سه اصل اساسي كه پيامبران انسانها را به آوردن آنها فرا مي خوانند، كدامند؟ 1 – شناخت خداي يگانه و جهان آفرين و ايمان به او (توحيد) 2 – ايمان به معاد و جهان آخرت و آينده جاودانه انسان ( معاد) 3 – ايمان به پيامبران و يگانگي راه و هدف آن ها (نبوت)

5- ارتباط پيامبران با خدا از چه طريقي بوده است؟ پيامبر داراي چنان لياقت، قدرت و نيروي نفساني است كه مي تواند حقايق و معارف دين را كه از جانب خداي متعال بر قلب پاك و تابناكش نازل مي شود و دريافت دارد و آن را حفظ و نگهداري نمايد و بدون كم و زياد به مردم ابلاغ نمايد ، چنين ارتباطي را در فرهنگ دين «وحي » مي نامند.

6 – دليل پيراستگي پيامبران از گناه چيست؟ عصمت و پيراستگي پيامبران از گناه به خاطر معرفت و بينش عميقي بود كه خداي متعال به آنان عنايت كرده بود به اين جهت كه آنان زشتي و پليدي و معصيت و گناه را به روشني ادراك مي كردند و لذا خود را با گناه و عصيان هرگز آلوده نمي نمودند.

بخش چهارم : پيامبر اسلام، آخرين فرستاده ي

خدا درس ششم : بيعت با پيامبر

ايام حج فرصت مناسبي بود تا پيامبر دور از فشار مشركان با مردم و مسافران صحبت كند و آنان را به تفكر درباره دين اسلام فرا خواند و نور ايمان و شناخت خدا را در دلشان برافروزد. اين بار او با شش نفر از قبيله خزرج گفت و گو مي كرد و با آهنگي آسماني و دل نشين آيات قرآن را برايشان تلاوت مي فرمود . نمونه اي از اين آيات در سوره نحل آمده است. آهنگ زيبا و معناي رساي آيات قرآن ، سخنان حكمت آميز پيامبر و شيريني گفتار و دل نشين رفتار پرمهر او، در اين شش نفر تأثير بسيار نيكويي نهاد و آنها را به اسلام علاقمند كرد. به علاوه اينان از يهوديان شنيده بودند كه حضرت موسي در كتاب آسماني خود خبر داده كه پيامبري از مكه برانگيخته خواهد شد و آيين يگانه پرستي و توحيد را ترويج و بابت پرستي مبارزه خواهد كرد. بنابراين با شنيدن سخنان روح بخش پيامبر و مشاهده ي رفتار پر مهر او، روحي تازه پيدا كردند و در همان مجلس به اسلام گرويدند.

خلاصه درس : 1 – پيامبر با شش نفر از قبيله خزرج گفت وگو كرد و دين اسلام را به آنان معرفي نمود. اين شش نفر با شنيدن سخنان پيامبر و مشاهده ي رفتار پر مهر او با سابقه ي ذهني كه داشتند به اسلام گرويدند و به شهرشان يثرب بازگشتند تا آيين آسماني اسلام را به مردم آن سامان عرضه كنند. 2 – در نخستين پيمان با عده اي از مردم يثرب در پيمان عقبه عده ديگري مسلمان شدند و با رسول خدا پيمان بستند كه به خدا شركت نورزند، دزدي نكنند، كارهاي زشت نكنند، فرزندان خود را نكشند، به يكديگر تهمت نزنند، در كارهاي نيك از رسول خدا اطاعت كنند و نافرماني ننمايند. 3 – در دومين پيمان (در عقبه) هفتاد نفر از مسلمانان يثرت با پيامبر ديدار و با ايشان بيعت كردند. به اين ترتيب، مقدمات هجرت پيامبر به يثرب فراهم شد.

بينديشيد و پاسخ دهيد:

1 – شش نفر از خزرجيان كه اسلام را در حضور رسول خدا پذيرفتند، از يهوديان مدينه چه شنيده بودند؟ از يهوديان مدينه شنيده بودند كه حضرت موسي در كتاب آسماني خود خبرداده كه پيامبري از مكه برانگيخته خواهد شد و آئين بيگانه پرستي و توحيد را ترويج خواهد نمود و با بت پرستي مبارزه خواهد كرد.

2 – آنها هنگام خداحافظي با پيامبر، درباره چه مسئله اي اظهارنظر اميدواري كردند؟ گفتند: سالهاي طولاني است كه بين ما و قبيله (اوس) جنگ و ستيز است . اميد است خدا به وسيله شما و آئين آسماني شما اين آتش را فرو نشاند و ما اكنون به شهرمان يثرب باز مي گرديم و آيين آسماني اسلام را به مردم آن سامان عرضه مي كنيم.

3 – فعاليت اين عده و زمينه ي معرفي اسلام چه نتيجه اي داشت ؟ مردم يثرب كم و بيش از حضرت محمد(ص) آئين اسلام سخنهاي پراكنده اي شنيده بودند اما فعاليت اين شش نفر زمينه بسيار مناسبي را براي شناخت بهتر انتشار اسلام فراهم كرد و عده زيادي به اسلام علاقمند شدند و برخي هم به اسلام گرويدند.

4 - مفاد نخستين پيمان در عقبه چه بود؟ اوليه مسأله اي كه پيامبر از آنان قول گرفت و با آنان درباره اش صحبت كرد اين بود كه به خدا شركت نورزند. دزدي نكنند، زنا و فحشا نكنند، فرزندان خود را نكشند ، به يكديگرتهمت نزنند و در كارهاي نيك از رسول خدا اطاعت كنند و نافرماني نورزند.

5 – پيامبر چه كسي را براي تبليغ دين اسلام به يثرب اعزام نمود؟ شيوه ي تبليغ او چگونه بود؟ پيامبر، جوان شايسته و آراسته اي را به نام مصعب به سويشان اعزام كرد. مصعب قرآن را خوش آهنگ و نيكو قرائت مي كرد و بسيار شيوا و رسا سخن مي گفت ، روزها در كنار يكي از چاه هاي مدينه زير سايه درختي مي ايستاد و با آهنگ بسيار زيبا و دلنشين قرآن تلاوت مي كرد، مردم اطرافش حلقه مي زدند و آرام آرام آيات قرآن را قرائت مي نمود و وقتي دلها آماده پذيرش مي شد لب به سخن مي گشود و درباره ارزشهاي والاي دين اسلام با آنان سخن مي گفت . دلهاي حق پذير مردم يثرب نرم مي شد. سخنش را به دقت مي شنيدند ، به اسلام مي گرويدند و ايمان مي آوردند.

6 – در دومين پيمان عقبه چه كساني با پيامبر ديدار كردند؟ نتيجه اين ديدار چه بود؟ هفتاد نفر از مسلمانان يثرب با مدرم ديدار كردند و با ايشان پيمان دفاع و فداكاري بستند و به اين ترتيب هجرت پيامبر به يثرب فراهم شد.

درس هفتم : مكر مشركان

هجرت مسلمانان به مدينه رسول خدا به مسلمانان امروز فرمود كه با اختفاي كامل و دور از چشم مشركان به سوي يثرب كه بعداً به احترام ورود پيامبر آن را مدينة النبي (شهر پيامبر) ناميدند، هجرت كنند با آيات قرآن، به آنان مژده داد كه : خداي بزرگ به كساني كه پس از تحمل رنج ها و ستم هايي كه به آنان رفته است هجرت كنند در دنيا جايگاهي والا و نيكو مي دهد و البته اجر آخرت براي آنان بسيار برتر و بالاتر است. اين اجر كبير نصيب كساني خواهد شد كه در مشكلات پايدار و شكيبا باشند بر خدا توكل كنند. البته پروردگار بر شما كه در برابر مشكلات صبوريد و در راه او مجاهده و هجرت مي كنيد، بسيار مهربان و آمرزگار است. نقشه و نيرنگ مشركان : مشاهده ي اين هجرت و پايداري و ايثار و وحشت كفار افزود : آنها مي ترسيدند كه مسلمانان در مدينه پايگاه قدرتمندي تشكيل دهند از اين پايگاه بر آنان بتازند. بنابراين فوراً جلسه اي تشكيل دادند تا با هم فكري، ابعاد مختلف اين خطر را بررسي كنند.

خلاصه ي درس : 1 – عده اي از مسلمانان براي رهايي از رنج و شكنجه ي مشركان، به امر رسول خدا به يثرب هجرت كردند و با توكل بر خدا و صبر، مشكلات سنگين اين هجرت را تحمل نمودند. 2 – وقتي مشركان پايداري و استقامت مسلمانان ر مشاهده كردند، از آن ترسيدند كه مسلمانان با اين هجرت، در مدينه پايگاه قدرتمندي تشكيل دهند و از آن پايگاه بر مشركان بتازند، بنابراين جلسه اي تشكيل دادند و تصميم به قتل رسول خدا گرفتند.

بينديشيد و پاسخ دهيد:

1 – وقتي مسلمان ها از رسول خدا چاره خواستند پيامبر به آنان چه فرمود ؟ پيامبر به آنان فرمود با اختفاي كامل دور از چشم مشركان به سوي مدينه كه آن روزها هنوز يثرب نام داشتند هجرت كنند.

2 – مشكلات هجرت كدامند؟ دوري از شهر و ديار و نداشتن محلي براي زندگي نبودن شغل و در آمدي و همچنين وجود كودكان خردسال در اين سفر طولاني از مشكلات هجرت بود و همچنين اذيت و آزار مشركان مكه نيز اين مسائل را شدت مي داد مسلمانان با تكيه بر وعده خداوند و توكل به خدا و صبر در راه خدا و ياري اودست به هجرت زدند.

3- آگاه شدن كفار از هجرت و پايداري و استقامت و ايثار مسلمانها چه تاثيري بر آنان ميگذارد ؟ مشاهده اين هجرت و پايداري و استقامت و ايثار به وحشت كفار مي افزود مي ترسيدند مسلمانان در مدينه پايگاه قدرتمندي تشكيل دهند و از اين پايگاه بر آنان بتازند لذا فوراً جلسه اي تا با همفكري و مشورت، ابعاد مختلف اين خطر را كه قبلاً آن را هيچ پيش بيني نمي كردند بررسي كنند.

4 – كفر براي بررسي چه مسئله اي به مشورت نشستند ؟ سرانجام چه تصميم گرفتند؟ وقتي مشركات پايداري و مقاومت مسلمين را مشاهده كردند ترسيدند كه مسلمانها با اين هجرت در مدينه پايگاه قدرتمندي تشكيل دهند و آن پايگاه بر مشركان بتازند لذا جلسه اي تشكيل دادند و تصميم به قتل رسول خدا گرفتند.

بخش چهارم : پيامبر اسلام، آخرين فرستاده ي خدا

درس هشتم :‌هجرت پيامبر

خلاصه ي درس : 1 – خداي بزرگ نقشه و مكر مشركان را بر پيامبر خود آشكار ساخت و به او فرمان هجرت داد. 2 – پيامبر موضوع هجرتش را با علي بن ابيطالب در ميان نهاد . علي (عليه السلام) پذيرفت كه در بستر پيامبر بخوابد و جان خود را نثار ايشان كند تا رسول خدا به سلامت در مسير هجرت قدم گذارد. 3 – رسول خدا سه شبانه روز در غار ثور مخفي بود. در شب چهارم « شهر مكه، پايگاه شرك و ظلم و بت پرستي را پشت سر نهاد و به سوي يثرب رفت تا در آن جا حكومت اسلامي را بنيان گذارد. 4 – هنگامي كه رسول خدا به حوالي يثرب رسيد، مسلمانان با شور و شوق به استقبال او آمدند و با فريادهاي تكبير و تهليل مقدمش را گرامي داشتند، رسول خدا در دهكده ي قبا فرو آمد و منتظر بود كه علي بن ابيطالب (عليه السلام) نيز به او ملحق شود. 5 – هجرت رسول خدا از عظيم ترين حوادث تاريخ اسلام است به همين جهت مبدأ تاريخ اسلام قرار گرفت تا مسلمانان در همه ي روزگاران به پيروي از رسول گرامي خود پيوسته از ستم و جهل به عدل و علم از سيئات به حسنات هجرت كنند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – نقش والاي علي (عليه السلام) در آغاز هجرت پيامبر به مدينه چه بود؟ حضرت علي (عليه السلام) به جاي پيامبر در بسترشان خوابيدند تا پيامبر بتوانند به سلامت به مدينه هجرت نمايند و نقشه مشركان كه قتل پيامبر بود عملي نشود.

2 – پيامبر خدا چه مدتي در غار پنهان بود؟ در طول اين مدت علي (عليه السلام) چگونه پيامبر را ياري مي كرد ؟ پيامبر چه مسؤوليتي برعهده او گذاشته بود؟ پيامبر خدا مدت سه شبانه روز در غار ثور مخفي بود حضرت علي در تاريكي شب برمي خاست و مقداري آب و غذا به غار مي برد و پيامبر را از اوضاع مكه مطلع مي كرد و تصميمات مشركان را گزارش مي داد، در يكي از شبها پيامبر به حضرت علي (عليه السلام) فرمود امانت هايي را كه مردم به من سپرده اند به صاحبانشان باز گردان و دو شتربراي ما بياور كه به سوي يثرت برويم دختر فاطمه (عليها السلام) و زنان ديگر را بردار و به ما ملحق شو.

3- دو نمونه از امدادهاي الهي را در واقعه ي هجرت پيامبر به اختصار بيان كنيد؟ خدا پيامبر را در تارهاي ظريف عنكبوت و با طپش قلب يك كبوتر وحشي ياري كرد.

4 – پيش از ورود به مدينه، پيامبر نخست در كجا فرود آمد؟ چرا؟ رسول خدا در نزديكي يثرب و در دهكده قبا فرود آمد تا علي و همراهانش به او ملحق شوند

5 – مبدأ تاريخ اسلامي چيست؟ و چرا اين مبدأ را براي تاريخ اسلام برگزيده اند؟ مبدأ تاريخ اسلام هجرت پيامبر اكرم از مكه به مدينه مي باشد. هجرت رسول خدا از عظيم ترين حوادث تاريخ اسلام بود و به همين جهت مبدأ تاريخ اسلام شد تا مسلمان ها در همه روزگاران به رسول گرامي خود تأسي كنند.

بخش پنجم : نمونه هايي از برنامه هاي سياسي، اجتماعي و تربيتي اسلام

درس نهم :‌اجتهاد و رهبري

اكنون بگوئيد براي شناسايي احكام و قوانين واقعي دين بايد به چه كسي مراجعه كنيم؟ كارشناس و متخصص در استنباط احكام دين «فقيه و مجتهد» است و ما براي آگاهي از احكام دين و قوانين اسلام را به او مراجعه مي كنيم و به او مرجع تقليد مي گوئيم. «فقيه و مجتهد» براي تخصص يافتن در استنباط احكام، ساليان طولاني در درس و بحث كوشش كرده و بر همه ي احاديث و آيات قرن كاملاً مسلط است. براي فهم احاديث و آيات قرآن كسب علوم گوناگوني لازم است و فقيه ي همه اين علوم را كاملاً فراگرفته است. با ادبيات و زبان عرب به خوبي آشناست، دستور زبان عربي را خوب مي داند و در استنباط معاني كلمات عربي اجتهاد مي كند. در علم اصول كه پايه ي اجتهاد است، كاملاً تخصص دارد. در علم اصول كه پايه ي اجتهاد است، كاملاً تخصص دارد. در علم رجال و درايه متخصص و مجتهد است. حديث شناس و قرآن شناس است. از انواع حديث اطلاع دارد و حديث معتبر را ازغير معتبر و حديث ضعيف را از قوي به خوبي تشخيص مي دهد. براي تميز و تشخيص احاديث مجهول از احاديث واقعي، تخصص و مهارت بسيار لازم است كه فقيه اين مهارت را نيز كسب كرده است. فقيه يك اسلام شناس كامل و تواناست. احكام و قوانين فردي، اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي اخلاقي دين را به خوبي مي شناسد. از حوادث و رويدادهاي جهان و بالاخص جهان اسلام بخوبي آگاه است و با ديدي وسيع، مشكلات جامعه را مورد بررسي قرار مي دهد. او با نيروي اجتهاد به چاره جويي مي پردازد. با تدبير و شجاعت مردم را رهبري مي نمايد و در اين راه از ياري و مشاوره افراد آگاه و متقي استفاده مي كند. نيروي اجتهاد به جامعه بزرگ اسلامي تحرك و جنبش مي دهد و نيروهاي عظيم مسلمانان را هدايت و رهبري مي كند. فقيه از كج رويها،تندرويها ، كندرويها، تأويل ها و تفسيرهاي غلط نااهلان مغرض و بدعت گذاران اهل باطل جلوگيري مي كند و مسلمانان را در خط راستين اسلام به پيروزي و سربلندي در دنيا و سعادت در آخرت مي رساند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) مي فرمايد: فقيهان از جانب پيامبران، امين امت هستند. امام حسين (عليه السلام) مي فرمايد: ‌ اجراي امور و قوانين دين در دست فقيهاني است كه بر حلال و حرام دين امين باشند. امام خميني درباره اهميت اجتهاد در اسلام مي فرمايد: «اگر فقهاي اسلام از صدر اسلام تا حال نبودند، الان ما از اسلام هيچ نمي دانستيم، اين فقها بودند كه اسلام را به ما شناساندند و فقه اسلام را نوشتند و تدريس كردند و زحمت كشيدند و به ما تحويل دادند و ما بايد همين جهت را حفظ كنيم ...» فقيهي كه عادل و پرهيزگار باشد و بتواند مسؤوليت هاي رهبري را به طول كامل ايفا كند، علاوه بر استنباط احكام دين، در زمان غيبت امام زمان حضرت مهدي حجة بن الحسن (عليه السلام) ولايت و رهبري امت اسلام را نيز برعهده مي گيرد. شيعيان چنين شخص آگاه و اسلام شناس و قاطعي را به رهبري ولايت مي پذيرند و از رهنمودهايش اطاعت مي كنند و در پناه ولايت و رهبري او به پيروزي كامل مي رسند.

خلاصه درس : 1 – معمولاً براي انجام كارها به افراد خبره و كارشناس مراجعه مي كنيم. 2 – براي شناخت احكام و قوانين واقعي دين به فقيه و مجتهد مراجعه مي كنيم و از او تقليد و پيروي مي نمائيم. 3 – ولي فقيه يك اسلام شناس كامل و تواناست. او احكام و قوانين فردي، اجتماعي، سياسي و... دين را به خوبي مي داند و با توجه به وضع زمان، با تدبير و شجاعت جامعه اسلامي را رهبري مي كند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – براي آگاهي از احكام دين و قوانين اسلام به چه كسي مراجعه مي كنيم؟ كارشناس و متخصص در استنباط و احكام دين همان (فقيه و مجتهد) است و ما براي‌ آگاهي از احكام دين و قوانين اسلام به او مراجعه مي كنيم و به او مرجع تقليد مي گوئيم.

2 - «فقيه و مجتهد» براي فهم و استنباط احكام دين بايد در چه علومي تخصص و مهارت داشته باشد؟ با ادبيات و زبان عربي به خوبي آشناست. دستور زبان عربي را مي داند و در استنباط معاني كلمات عربي اجتهاد كند در علم اصول كه پايه ي اجتهاد است كاملاً تخصص دارد در علم رجال و درايه متخصص و مجتهد است. حديث شناس و قرآن شناس است. از انواع حديث اطلاع دارد حديث معتبر را از حديث غيرمعتبر و حديث ضعيف را از حديث غيرضعيف با ملاكهايي كه در دست دارد به خوبي تشخيص دهد.

3 – آيا به هر حديثي مي توان اعتماد كرد؟ چرا؟ خير، چون هر مطلبي كه به نام حديث در كتابي نوشته شده معتبر و قابل اعتماد نيست و در بين كتب حديث ، احاديث جعلي و دروغي هم وارد شده كه پيامبر و امامان آنها را نفرموده اند.

4 – احاديث را بايد با توجه به چه مسائلي تفسير كرد؟ هر حديثي را بايد با توجه به آيات قرآني و احاديث ديگر تفسير كرد و اين كار نيز از هر كسي ساخته نيست تنها فقيه و مجتهد مي تواند قوانين و احكام واقعي اسلام را از لابلاي آيات قرآن و صدها كتاب حديث استخراج و استنباط كند.

5 – پيامبر درباره فقيهان چه فرموده است؟ فقيهان از جانب پيامبران امين امت مي باشند.

6 – رهبري و ولايت امت اسلام را چه كسي برعهده مي گيرد؟ مسؤوليت هاي او چيست؟ فقيهي كه عادل و پرهيزگار باشد و بتواند مسؤوليت هاي رهبري را كاملاً ايفا نمايد يك چنين فقيهي علاوه بر استنباط احكام دين ، ولايت و رهبري امت اسلام را نيز در زمان غيبت امام دوازدهم حضرت مهدي برعهده مي گيرد.

7 – مردم نسبت به ولي فقيه چه مسؤوليت هايي دارند؟ مردم چنين شخص آگاه و اسلام شناس و قاطعي را به رهبري و ولايت مي پذيرند و از رهنمودهايش اطاعت مي كنند و در پناه ولايت و رهبري او به پيروزي كامل مي رسند.

درس دهم : مساوات در برخورداري از بيت المال

خلاصه درس : 1 – امير المؤمنين در دومين روز حكومت خويش اعلام كرد كه همه ي مسلمانان از بيت المال به طور مساوي برخوردار خواهند شد و مزايايي كه افرادي خاص قبلاً از بيت المال بر مي گرفته اند ، قطع مي گردد. 2 – كساني كه قبلاً مبالغ هنگفتي از بيت المال دريافت مي كردند و سوئ استفاده هاي فراوان داشتند. روش امير المؤمنين را نپسنديدند و به مخالفت و اعتراض با او پرداختند اما امير المؤمنين اعلام كرد كه روش من در تقسيم بيت المال همان روش رسول خداست و به همين روش ادامه خواهم داد. 3 – امير المؤمنين آن چنان در رعايت مساوات در تقسيم بيت المال كوشا بود كه حتي حاضر نمي شد به برادرش يك صاع گندم از بيت المال بيش از حقش بپردازد.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – خدا از آگاهان چه عهدي گرفته و چه مسؤوليتي را برعهده آنان نهاده است؟ برسيري غارتگران شكمباره و گرسنگي مظلومان پوست بر استخوان چسبيده تحمل نكنند و حق مظلوم را از ظالم تجاوزگر بستانند و به او بازگردانند.

2 – چرا حضرت علي (عليه السلام) حكومت را پذيرفت ؟ مشكلات جامعه اسلامي به اوج رسيده بود كه حضرت علي(عليه السلام) از سوي مردم براي اداره حكومت و خلافت انتخاب شد و حكومت را پذيرفت.

3- حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب در دومين روز خلاقت خود درباره باز پس گرفتن اموال بيت المال و تقسيم مساوي آن بين مسلمانان چه فرمود؟ خداي را سپاس و بر پيامبر او محمد مصطفي سلام و صلوات ، اي مردم، گروهي از بيت المال و اموال عمومي مردم بيش از حق خود برداشته اند حبيب خود را انباشته اند ملك و باغ خريده اند و نهرهاي روان درآن جاري ساخته اند مركب هاي زيبا ساخته اند و غلامان و كنيزان زيباروي خريده اند، اما بدانيد كه من حق مردم مظلوم را از اينان باز

نظرات شما عزیزان:

علیرضا
ساعت15:11---20 ارديبهشت 1391
سلام
میخواهم سایتی رو به شما معرفی کنم که 2 هفته از افتتاحش میگذرد
این سایت مربوط به دانلود نرم افزار و درخواست های کاربران است
تنها سایتی که نام نرم افزار را از شما می خواهد نا برای شما طی 48 ساعت آمادهکند
بدو بیا و عضو شو تا از مدیران انجمن شوی


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: